به بهانه میلاد حضرت حجت؛ نگاهی به کتاب العبقری الحسان علامه نهاوندی

کتاب العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان(عج) تألیف علامه بزرگوار آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی به همت صادق برزگر بفرویی و حسین احمدی قمی تحقیق و تصحیح و از سوی انتشارات مسجد مقدس جمکران در 9 جلد چاپ و منتشر شده است.
این کتاب ارزشمند که حدود 60 سال پیش تألیف شده، تاسال 1387 شمسی فقط به صورت چاپ سنگی موجود بود. به همت انتشارات مسجد مقدس جمکران، تحقیق کاملی بر روی منابع آن انجام گرفته و پس از ویراستاری متن، توضیحات لازم در پاورقی به کتاب افزوده شده است. فهرست آیات، روایات، اشعار، اعلام، اماکن، کتب و فهرست واژگان که در یک جلد مجزا تدوین شده، بر غنای این کتاب نفیس افزوده است.

شرح حال مؤلف عالیقدر

آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی فرزند شیخ حسین نهاوندی خراسانی در سال 1238 شمسی در نهاوند دیده به جهان گشود. پس از سپری کردن دوران کودکی وارد حوزه علمیه شده و در حوزه های علمیه نهاوند، بروجرد، مشهد، اصفهان، تهران، سامرا و نجف به فراگیری علوم دینی پرداخت. از اساتید بزرگ وی می توان به میرزای شیرازی، سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، آخوند خراسانی، شیخ محمد طه نجف، میرزا حبیب الله رشتی، شیخ الشریعه اصفهانی، میرزای جلوه، محمد رضا قمشه ای، شیخ محمد مامقانی، مولی لطف الله مازندرانی و حاج میرزا حسین طبرسی نوری رحمة الله علیهم، اشاره کرد.

علامه شیخ علی اکبر نهاوندی چهل سال ریاست دینی خطه خراسان را بر عهده داشت. انسانی پرهیزکار بود و عمر شریف خود را در خدمت به مردم و انجام وظایف خویش سپری کرد.

مرحوم آیت الله مرعشی نجفی که از صاحب ترجمه اجازه روایت دارد می فرماید: (کان خرّیتاً فی الحدیث و مقدماته من الرجال و الدرایه فقیها اصولیا متکلما مفسرا) مرحوم نهاوندی مهارت ویژه در علم حدیث و مقدمات آن مانند علم رجال و علم درایه داشت، وی فقیهی اصولی و متکلمی مفسر بود.

مؤلف در مورد خویش می نویسد: اگر مدعی شوم که در منزل خود از بدو تحصیل تا حال غذایی با فراغت بال صرف ننموده به جهت اشتغال به مطالعه کتب و نوشته ها، همانا ادعایی قریب به صدق نموده ام.

آیت الله محسنی ملایری رحمة الله علیه در مصاحبه ای راجع به آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه چنین می گوید:

در سفر دومی که آقای بروجردی به مشهد مقدس مشرف شدند مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی رحمة الله علیه که امامت مسجد گوهرشاد را به عهده داشت از ایشان خواستند که به جای وی نماز جماعت را قبول کنند، ایشان هم بعد از تأملی پذیرفتند و ماه رمضان را به جای آقای نهاوندی نماز خواندند. بعدا مرحوم نهاوندی رحمة الله علیه برای ما نقل کردند: چشمم آب آورده بود لذا برای عمل به تهران رفتم دکترها نوبت طولانی دادند. دیدم هنوز فرصتی هست به عتبات مقدسه رفتم. در نجف اشرف مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی از من خواستند که در مکان ایشان نماز بخوانم، بعد از نماز مغرب در نافله دوم صدایی را شنیدم که فرمود: (عظّمت ولدی فعظّمتک) فرزندم را بزرگ داشتی پس تو را بزرگ داشتم؛ این قضیه را من (آیت الله محسنی ملایری) از حاج شیخ اکبر شنیدم و خدمت آیة الله بروجردی نقل کردم، اشک از چشمان ایشان سرازیر شد.

این عالم پرهیزکار بسیاری از سال های عمر شریفش را در تألیف و تصنیف کتب علمی سپری کرد که حدود 30 تألیف از ایشان به یادگار مانده که برخی از آن ها هنوز به چاپ نرسیده است. از جمله این تألیفات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1ـ البنیان الرفیع (اخلاق ربیعی) [شرح حال ربیع بن خثیم معروف به خواجه ربیع]

2ـ جنة العالیه و جعبة الغالیه [کشکول]

3ـ جنتان مدهامتان [عقاید، عرفان و اخلاق]

4ـ راحة الروح یا کشتی نجات [شرح حدیث سفینه]

5ـ خزینة الجواهر فی زینة المنابر [این کتاب در سه بخش اصول دین، فروع دین و اخلاق نگارش یافته و در هر بخش آیات، روایات، مواعظ و حکایات مربوط به آن بخش به ترتیب آورده شده است. همچنین این کتاب مشتمل بر شرح و تفسیر چهل آیه و هفتاد و هفت روایت و هشتاد موعظه و دویست حکایت است]

6ـ گلزار اکبری و لاله زار منبری [کشکول]

7ـ انوار المواهب [مناقب اهل بیت علیهم السلام]

8ـ العبقری الحسان فی تاریخ صاحب الزمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ (همین کتاب)

9ـ جواهر الکلمات (جواهر الزواهر فی شوارد النوادر)

10ـ وسیلة النجات و عناوین الجمعات فی شرح دعاء السمات

علامه نهاوندی در سن 90 سالگی در سال 1329 شمسی دار فانی را وداع گفته و با احترام بسیار در حرم مطهر امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام در رواق دار السعادة پایین پا در کنار قبر مرحوم شیخ مرتضی آشتیانی مدفون شد.

العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان علیه السلام

مؤلف در مقدمه این کتاب می نویسد: «آن را به کتاب العبقری الحسان فی احوال مولینا صاحب الزمان ـ علیه صلوات الله الملک الحنان ـ موسوم ساختم و به نحوی، جمع و تلفیق نمودم که مطالعه کننده را از سایر کتبی که در غیبت نوشته شده، مثل سیزدهم بحارالانوار علامه مجلسی و نجم الثاقب مرحوم نوری و دار السلام عراقی و نور الانوار ملا علی اصغر بروجردی رحمة الله علیهم و سایر کتب مدونه در این باب، بی نیاز گرداند.»

این کتاب از پنج بخش یا به فرموده مؤلف محترم پنج بساط تشکیل شده است:

بساط اول: الرفرف الاخضر فی بشارات ظهور الحجة المنتظر

این بساط مشتمل بر آیات قرآن و سایر کتب آسمانی و نیز پاره ای از اقوال کاهنان و ساحران و نیز احادیث نبوی و اخبار وارد شده از ائمه بزرگوار در بشارت ظهور آن امام است که خود این بساط به چند عبقریه و هر عبقریه به چند رفرفه تقسیم شده است.

بساط اول از هفده عبقریه تدوین شده است که شامل: «بشارت ظهور در قرآن کریم»، «بشارت ظهور در اخبار معراجیه»، «بشارت ظهور در لوح فاطمه سلام الله علیها»، «بشارات دیگر از خدای عزوجل»، «بشارت ظهور در صحف الهی»، «بشارت ظهور در تورات»، «بشارت ظهور در کتب دیگر انبیا»، «بشارت ظهور در اناجیل اربعه»، «بشارت ظهور پس از حضرت عیسی علیه السلام»، «بشارت ظهور در کتب متفرقه دیگر»، «بشارات متفرقه»، «بشارت ظهور پس از طلوع اسلام»، «بشارت ظهور در کلام رسول اکرم صلی الله علیه و آله»، «روایات عامه در بشارت ظهور»، «روایات خاصه در بشارت ظهور»، «بشارت ظهور از ائمه معصومین علیهم السلام» و «حضرت حجت و بشارت ظهور خویشتن» می شود.

در عبقریه اول از بساط اول این کتاب آمده است:

«آیه دهم: قال الله تعالی فی سورة الحدید: اعلموا أن الله یحی الأرض بعد موتها قد بینّا لکم الآیات لعلکم تعقلون

بدانید به درستی که خدا زمین را بعد از مردن آن زنده می کند، به تحقیق نشانه های خداوندی خود را، به جهت آن که ادارک و تعقل نمایید، برای شما بیان کردیم.

شیخ صدوق و محمد بن عباس از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده اند که فرمود: مردن زمین، کافر شدن زمین است، چه آنکه کافر میت است. پس خدای عزو جل زمین را به حضرت قائم علیه السلام زنده می فرماید، چه آن حضرت، زمین را پر از عدل نموده، اهلش را زنده می گرداند.

شیخ طوسی از ابن عباس روایت کرده که در تفسیر آیه مبارکه گفته: یعنی یصلح الله الارض بقائم آل محمد بعد موتها، یعنی من بعد جور اهل مملکتها

کلینی در کافی از حضرت صادق و حضرت کاظم علیهما السلام روایت کرده که مراد، زنده کردن زمین است به عدل، بعد از مردن زمین به سبب جور. در آخر روایت کافی از حضرت کاظم علیه السلام است و لإقامة حد فیها أنفع فی الارض من القطر اربعین صباحا؛
یعنی هر آینه اقامه یک حد در زمین، نفعش از باران چهل روز بیشتر است.»

بساط دوم: المسلک الأذفر فی ولادة الحجة المنتظر و معجزاته و خوارق عاداته

این بساط محتوی چند عبقریه و چند مسلک است. در این بساط نام 45 هزار نفر از علمای اهل سنت که قائل به تولد و حیات آن بزرگوار هستند، آمده است.

بساط دوم در ده عبقریه مطالب ذیل را در بر دارد: «تشرف نرجس خاتون خدمت امام علیه السلام»، «ولادت حضرت حجت علیه السلام»، «اسامی، القاب و کنیه های آن بزرگوار»، «نام اصلی حضرت و احکام آن»، «شمایل حضرت بقیة الله علیه السلام»، «موافقین با شیعه از علمای عامه»، «موافقین با شیعه از علمای عامه»، «اخبار عامه در اثبات حجت بن الحسن علیه السلام»، «روایات خاصه» و «معجزات».

بساط سوم: الصبح الأسفر فی اثبات مهدویة الحجة المنتظر

این بساط شامل تعیین شخص شخیص امام مهدی علیه السلام و چند اشکال وارد بر وجود، غیبت و سایر خصوصیات آن بزرگوار است. همچنین احوال معمرین و سالمندان به صورت طبقه بندی از یک صد و بیست سال تا سه هزار و هشت صد سال در آن آمده است. بخش دیگر این بساط شامل غیبتهای انبیای عظام از قوم خود است. این بساط، به چند عبقریه تقسیم بندی و هر عبقریه شامل چند صبیحه است.

بساط سوم از هفت عبقریه تشکیل شده است که در آن می خوانید: «بیان اختلافات درباره موعود»، «تعیین شخص حضرت حجت علیه السلام»، «رد شبهات مخالفین»، «غیبت حجت های الهی»، «احوالات معمرین»، «شبهات طایفه غیر اثنی عشریه» و «توضیح بعضی اخبار مشکله».

در عبقریه سوم از بساط سوم این کتاب آمده است: «شبهه پانزدهم: حکمت عدم ظهور برای شیعیان خالص

بدان شبهه پانزدهم مخالفین، نسبت به ساحت امامت حجت بن الحسن ـ عجل الله فرجه الشریف ـ این است: با این همه اختلاف که در فروع و اصول درمیان شما طایفه امامیه پیدا شده؛ چرا امام غایب شما، خود را برای چند نفر از خلص شیعیان که اقوال ایشان متبع است، ظاهر نمی کند و آن اختلافات را که سبب تفسیق، تضلیل و تکفیر یکدیگر شده، رفع نمی فرماید. ظهورش برای چند نفر از شیعیان که مانعی ندارد، چرا که از طرف ایشان مأمون است و خوف و بیمی ندارد، پس چه چیز مانع از ظهورش باشد؟

جواب شبهه

جواب: بیشتر خلق روی زمین وجود ذات اقدس حضرت احدیت ـ جل شأنه ـ را منکرند و آنان که معترف اند، آن قدر در مراتب توحید، صفات و افعال او ـ تعالی عزه ـ اختلاف دارند که به غیر از یک طریقه، همه آن ها عاطل و باطل می باشد و قایلش ضالّ و برای بیشتری، سبب خلود نار است.

مع ذلک، خدای تعالی هیچ وقت از چیزی نترسد و در رفع اختلاف از بین و فصل خصومت متنازعین و ایجاد معرفت ضروری و علم وجدانی در نفوس و قلوب، به نحوی که همه خلق جز حق چیزی در دل نگیرند؛ توانایی اش به اضعاف مضاعف غیر متناهی، بیشتر از ولی، نایب و خلیفه اش در زمین است. با این وصف، این اختلافات را رفع نفرموده و مردم را قهرا به امر حق وادار ننموده است.

پس هر عذری که در ترک فرمودن رفع اختلافات برای خداوند عزوجل مقرر شده، خلیفه اش، برای ترک رفع اختلافات مسایل اصولی و فروعی، اولی به آن عذر می باشد.

بساط چهارم: الیاقوت الاحمر فی مَن رأی الحجة المنتظر

در این بساط نام هزار نفر یا بیشتر از کسانی که به هر نحوی از هنگام تولد تا زمان مؤلف توفیق دیدار آن امام عالمیان را یافته اند، ذکر شده. این بساط به چند عبقریه و هر عبقریه به چند یاقوته تقسیم شده است.

بساط چهارم شامل دوازده عبقریه است که شامل: «تشرف یافتگان در زمان حضرت عسکری علیه السلام»، «تشرف در زمان غیبت صغری»، «تشرف در غیبت صغری»، «نواب اربعه»، «تشرف یافتگان در غیبت کبری»، «تشرف یافتگان در غیبت کبری»، «تشرف به نحو خارق عادت»، «وقوف یافتگان به اثری از آثار آن جناب»، «تشرف در رؤیا»، «تشرف نزد ملازمان حضرت»، «متوسلین به حضرت» و «جواب مدعیان مشاهده» می شود.

خواب سجاده چی آقای بهبهانى

مؤلف در هشتمین عبقریه از این بساط می نویسد:

یاقوتة

العالم الربانی و الفاضل الصمدانی، الحبر الملی آقا آخوند ملا علی قزوینی، صاحب تألیفات رشیقه و تدقیقات رقیقه؛ مثل کتاب صیغ العقود که در این زمان، در میان فضلا متداول و معروف است و کتاب معدن الأسرار که میان اهل علم و منبر، مشهور است؛ در کتاب مزبور نقل نموده: توسط ثقات از علمای اعلام از استاد الاساتید آقا محمد باقر بن محمد اکمل بهبهانی حکایت شده، فرمودند: در اول ورودم به کربلای معلا، مردم را در منبر موعظه می کردم.

روزى طی بیانات، حدیث شریفى که در خـرایج راوندى است بر لسانم جارى شد که مضمون آن این اسـت: زیـاد مگویید که چرا آن حضرت ظهور نمى کند؟ چون شـما طاقت سلوک با او را ندارید، زیرا لباس او خشن و درشت و خوراک او نان جو است، سپس گفتم غیبت صاحب الزمان عجل اللّه فرجه از الطاف الهى است زیرا ما قوه اطاعت وی را نداریم. اهـل مجلس به یکدیگر نگاه و شروع به نجوا کردند که این مرد راضى نیست آن حـضـرت ظهور کند تا مبادا ریاستش زایل شود و به حدى میان مردم زمزمه شد که من خایف شده، با سرعت از منبر فرود آمده به خانه رفتم و در را به روی مردمان بستم.

ساعتى بعد کسی دق الباب نمود. عقب در آمدم و گفتم: کیستى؟

گفت: فلانى که سجاده بردار تو هستم. در را گشودم، او سجاده را از همان جا به صحن خانه انداخت و گفت: اى مرتد! سجاده خود را بردار که در این مدت به عبث به تو اقتدا کردیم و عبادات خود را باطلاً به جای آوردیم. من سجاده را برداشتم و آن مرد رفت، از خوف در را محکم بستم و متحیر نشستم.

چون پاسى از شب گذشت دق الباب نمودند. من با خوف تمام عقب در رفتم و گفتم: کیستى؟ دیدم همان سجاده بردار است که با عذر تمام و الحاح، اظهار عجز، معذرت، ذل و مسکنت می نماید، قـسـمـهاى مغلّظه به من مى دهد که در را بگشایم و من از خوف در را نمى گشودم.

این قدر قسم یاد کرد و عجز نمود که یقینم به صدق وی محکم شد، در را گشودم ناگاه دیدم بر قدم های من افتاد و پاهایم را بوسه زد.

به او گفتم: اى مرد مسلمان! سجاده آوردن اول و مرتد گفتنت به من چه بود و این قدم بوسیدنت چیست؟

گـفـت : مـرا ملامت مکن! از نزد شما رفتم، نماز مغرب و عشا را بجای آورده و خوابیدم، در عالم رؤیا دیدم حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه ظهور فرموده، من با شتاب تمام خدمتش مشرف شدم. بـه من فرمود: ای فلان! این عباى تو مال فلانی است و تو ندانسته آن را از دیگرى گرفته اى باید به صاحبش رد کنى. عبا را به صاحب اصلى اش رد نمودم.

سپس فرمود: قبای تو نیز از فلان شخص است و تو او را از دیگرى خریده اى، باید آن را هم بـه صاحب اولی اش برگردانى، چنین امر نمود تا تمام البسه ام را به مردم دادم. پس شروع بـه خـانـه، ظـروف، فروش، مواشی، عقارات من و سایر مخلفات نمود و براى هر یکی، مالکى معین فرمود و آنان را به او رد نمود.

سپس فرمود: زنی که در حباله تو می باشد خواهر رضاعى تو است و تو ندانسته او را تزویج کرده اى، باید او را هم به اهلش رد نمایی! او را هم رد کردم. پـسرى قاسم على نام دارم، ناگاه در آن اثنا، در آن جا پیدا شد و همین که نظر آن حضرت بر او افتاد فرمود: این پسر نیز از همین زن پیدا شده و ولد حرام خواهد بود. این شمشیر را بردار و او را گردن بزن!

آن هنگام در غضب شدم و گفتم: به خدا قسم تو سید و از ذریه پیغمبر نیستی، چـه رسـد کـه صـاحب الزمان ـ عجل الله فرجه ـ باشى، همین که این سخن را گفتم از خواب بیدار شدم. و دانستم قوه اطاعت و فرمان بردارى او را نداریم و صدق فرمایش جناب عالى بر من معلوم شد، از کرده خود نادم و از گفته خود پشیمانم! مرا عفو فرما!»

بساط پنجم: النجم الأزهر فی علائم ظهور الحجة المنتظر

این بساط شامل مدح انتظار فرج و علایم ظهور است. نیز در همین بساط میراث انبیا و معصومینی که با آن حضرت است، ذکر شده و شرح حال آن بیان شده است. این بساط شامل چند عبقریه و هر عبقریه شامل چند نجمه است.

نویسنده محترم در بساط پنجم در چهارده عبقریه به این مسائل پرداخته است: «غیبت حضرت، امتحان بزرگ الهی»، «منع تعیین وقت ظهور»، «پاداش منتظران ظهور»، «وظایف مؤمنان در زمان غیبت»، «آیات علایم ظهور»، «علایم عمومی ظهور»، «اقسام علایم ظهور»، «کیفیت ظهور صاحب الامر علیه السلام»، «ذکر خصایص صاحب الامر علیه السلام»، «اخبار زمان ظهور»، «مواریث انبیا در وقت ظهور»، «علایم ظهور در حدیث مفضل»، «رجعت در امم سابق» و «توقیعات صادره از حضرت».

به نظر می رسد در صورتی که متن عربی همه روایات در این کتاب جمع شود، مرجع بسیار خوبی در زمینه مهدویت و انتظار خواهد بود.

کتاب العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان تألیف علامه بزرگوار آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی رحمة الله علیه، به همت صادق برزگر بفرویی و حسین احمدی قمی تحقیق و تصحیح و در نه جلد در 4000 صفحه با قمیت 50000 تومان به همت انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر شده است